معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
کتاب «بر لبهٔ تنهایی؛ روایت کلان راهبرد امنیت ملی ایران» در نشستی با حضور صاحب نظران روابط بین الملل در سازمان اسناد و کتابخانه ملی«نقد و بررسی شد.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، سیدمحمدکاظم سجادپور، سیدجلال دهقانی فیروزآبادی و ماندانا سجادی در این نشست، دیدگاه ها و استدلال های مطرح شده در کتاب «بر لبهٔ تنهایی؛ روایت کلان راهبرد امنیت ملی ایران» را بررسی کردند.
ولی نصر، نویسنده کتاب، و وحید عابدینی، یکی از دو مترجم کتاب، نیز در قالب پیام های تصویری با حاضران سخن گفتند و محمدعلی نیازی دبیری نشست را برعهده داشت.
کتاب «بر لبهٔ تنهایی» نوشته ولی نصر، با ترجمه وحید عابدینی و فاطمه سادات موسوی کریمی از سوی نشر روزنه منتشر شده است. این اثر در 11 فصل، شکل گیری و تحول کلان راهبرد جمهوری اسلامی را از ریشه های تاریخی نگاه امنیتی ایران و انقلاب 1357 تا جنگ ایران و عراق، راهبرد دفاع روبه جلو، محور مقاومت، پرونده هسته ای و نسبت مردم با سیاست خارجی بررسی می کند.
محمدعلی نیازی، دبیر نشست، گفت: «ریشه خصومت تاریخی ایران و آمریکا را نباید لزوماً به مسئله ایدئولوژی تقلیل داد. این رابطه و عوامل تداوم تنش میان دو کشور، بسیار پیچیده تر از آن اند که بتوان همه آنها را با یک متغیر توضیح داد. «بر لبهٔ تنهایی» نیز عنوان مستقلی است که مترجمان برای نسخه فارسی برگزیده اند و وحید عابدینی در پیام تصویری خود، درباره انتخاب این عنوان توضیح داده است.»
وی افزود: «ولی نصر در مقدمه کتاب تصریح می کند که مقصود از تنهایی، انزوای ایران یا نداشتن ارتباط با دیگر کشور ها نیست. این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که ایران در آن ناگزیر است مشکلات خود را حل کند و بیش از هر چیز بر ظرفیت های داخلی خود تکیه داشته باشد. ایران در منطقه ای عمدتاً عرب زبان یا ترک زبان و سنی مذهب قرار گرفته، در حالی که از هویتی فارسی زبان و شیعی برخوردار است و این تمایز تاریخی، فرهنگی و مذهبی نیز در بحث تنهایی ایران مورد توجه نویسنده قرار گرفته است.»
نیازی ادامه داد: ««تنهایی استراتژیک» به وضعیت کشور هایی اشاره دارد که به دلایل ساختاری، ژئوپلیتیکی، هویتی، ایدئولوژیک یا تاریخی، فاقد متحدان راهبردی پایدارند و در تصمیم گیری های کلان ناگزیر از اتکا به توانمندی های داخلی خود هستند. در مورد ایران، این تنهایی فقط محصول تحریم ها و فشار های خارجی نیست و بی اعتمادی ساختاری به نظم بین المللی و نهاد های آن نیز در شکل گیری چنین وضعیتی نقش دارد. دو ترجمه از این کتاب در بازار نشر موجود است و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در نظر داشت برنامه ای مستقل و کارشناسی برای بررسی محتوای اثر و سنجش استدلال های آن برگزار کند.»
ولی نصر، نویسنده کتاب، در پیام تصویری خود گفت: «هدف من از نگارش این کتاب فقط مرور تصمیم های گوناگون جمهوری اسلامی در دوره های مختلف نبود. می خواستم ورای این تصمیم ها، منطقی نسبتاً پایدار را پیدا کنم و به این پرسش پاسخ دهم که آیا در پس سیاست هایی که جمهوری اسلامی در طول نزدیک به پنج دهه دنبال کرده است، تصور مشخصی از جایگاه ایران در جهان و تهدید های پیش روی آن وجود داشته یا نه.»
وی افزود: «برای پاسخ به این پرسش باید از توضیح های ساده و تک عاملی فاصله گرفت. ایدئولوژی و تجربه انقلاب در سیاست خارجی ایران مهم اند، اما همه واقعیت را توضیح نمی دهند. خاطره مداخلات خارجی، تجربه جنگ ایران و عراق، نگرانی از تجاوز خارجی و فروپاشی داخلی و نوع مواجهه قدرت های بزرگ با ایران نیز در شکل گیری نگاه امنیتی جمهوری اسلامی نقش داشته اند.»
نصر با اشاره به مفهوم تنهایی در کتاب بیان کرد: «تنهایی ایران به معنای انزوا و قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه به این معناست که ایران در لحظات حساس نمی تواند به حمایت پایدار دیگران اطمینان داشته باشد و باید بتواند روی پای خود بایستد. در بخشی از کتاب نیز با استناد به «ایران و تنهایی اش» نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن، احساس یگانگی عنصری بنیادی در خودآگاهی ملی ایرانیان معرفی شده است. در این روایت، هویت متمایز تمدنی، تاریخی، دینی، زبانی و فرهنگی ایران، هم احساس آسیب پذیری و هم عزم این کشور برای تثبیت جایگاه خود در جهان را تقویت کرده است.»
وی ادامه داد: «این پرسش امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ایران پس از جنگ های اخیر با محیط امنیتی متفاوتی روبه روست. توازن قدرت در منطقه تغییر کرده، برخی ابزار های بازدارندگی ایران نسبت به گذشته با محدودیت های بیشتری مواجه شده اند و فشار های اقتصادی و اجتماعی در داخل نیز هزینه های این راهبرد را برجسته تر کرده اند. ازاین رو، باید درباره چگونگی تأمین امنیت ایران در وضعیت جدید و بخش هایی از راهبرد گذشته که به بازنگری نیاز دارند، گفت و گو کرد.»
وحید عابدینی، یکی از دو مترجم کتاب، در پیام تصویری خود گفت: «عنوان «بر لبهٔ تنهایی» از نخستین روزهای شکل گیری ایده ترجمه در ذهن من وجود داشت. ترجمه این اثر با دوره ای از تنهایی شخصی در جریان جنگ های اخیر و دوری از خانواده و عزیزان هم زمان شد و تلاشی بود برای تبدیل این احساس به یک حرکت و کار عینی. بااین حال، تنهایی به معنای انزوا نیست. گاهی تنهایی یعنی نمی توان حیات و بقا را به اقدام دیگران وابسته کرد و باید توانایی های خود را ساخت، اما هم زمان باید رابطه، اعتماد و ائتلاف نیز ایجاد کرد. خطر از جایی آغاز می شود که تنهایی با انزوا یکسان پنداشته شود.
وی افزود: «احساس تنهایی ایران با جمهوری اسلامی آغاز نشده و تاریخ معاصر کشور بارها تجربه تنها ماندن در لحظات بحرانی را نشان داده است. اشغال ایران در شهریور 1320، پاسخ محمدرضا شاه به آسیب پذیری کشور از طریق ساخت ارتشی قدرتمند و پیوند امنیت ایران با آمریکا و سپس تجربه جنگ ایران و عراق، هر یک برداشت خاصی از امنیت پدید آوردند. پیام جنگ برای رهبران جمهوری اسلامی این بود که ایران هنگام تهدید باید روی پای خود بایستد. پاسخ ایران نیز فقط افزایش تسلیحات نبود و با شکل گیری بسیج و حضور نیروهای داوطلب، دفاع از کشور به بسیجی اجتماعی تبدیل شد. قدرت نظامی هنگامی به قدرت ملی تبدیل می شود که از جامعه، اعتماد مردم و احساس تعلق آنان جدا نباشد.»
عابدینی با یادآوری اصلاحات عباس میرزا پس از شکست های ایران از روسیه ادامه داد: «شکست در آن دوره به کنارگذاشتن قدرت منجر نشد، بلکه شیوه تولید قدرت را تغییر داد. ایران نیز طی چند دهه برای ساخت توان موشکی، ظرفیت های نظامی و شبکه منطقه ای سرمایه گذاری کرده است و پاسخ مشکلات سیاست خارجی نمی تواند کنارگذاشتن میدان باشد. دوگانه میدان و دیپلماسی مفید نیست و این دو باید مانند دو بال یک سیاست خارجی منسجم عمل کنند. دیپلماسی بدون قدرت، ابزار کافی برای چانه زنی ندارد و قدرتی که نتواند دستاوردهای میدان را به تفاهم، توافق و ائتلاف تبدیل کند نیز بخشی از ظرفیت خود را از دست می دهد. قدرت نظامی باید هزینه دشمنی با ایران را افزایش دهد و دیپلماسی باید منفعت دوستی با ایران را بالا ببرد. ایران امروز به نوعی «نظام جدید» در دیپلماسی نیاز دارد تا از قدرت ساخته شده برای کمتر تنها ماندن استفاده کند.»
وی بیان کرد: «همان گونه که سیاست داخلی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را شکل داده، محیط بین المللی نیز در ساخت نهادهای جمهوری اسلامی اثر گذاشته است. جنگ هشت ساله، سپاه پاسداران را از نظر سازمان، فرماندهی، شبکه و جایگاه سیاسی دگرگون کرد. تجربه جنگ شهرها به توسعه توان موشکی انجامید، برنامه هسته ای پس از جنگ ابعاد تازه ای یافت و حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، عراق و خلیج فارس نیز به توسعه توان منطقه ای و عمق راهبردی ایران منجر شد. اگر این نهادها فقط محصول ایدئولوژی نباشند و در واکنش به تهدید خارجی نیز شکل گرفته باشند، افزایش فشار می تواند به تقویت همان نهادهایی بینجامد که قرار بوده تضعیف شوند. ازاین رو، پرسش مهم این نیست که جنگ اخیر جمهوری اسلامی را ضعیف تر یا قوی تر کرده، بلکه باید پرسید چه نوع جمهوری اسلامی از این جنگ پدید خواهد آمد. امنیت پایدار ایران به سه نوع قدرت در کنار یکدیگر نیاز دارد: قدرت نظامی برای بازدارندگی، قدرت دیپلماتیک برای جلوگیری از انزوا و قدرت اجتماعی برای آنکه مردم خود را بخشی از امنیت و آینده کشور بدانند.»
این نشست با طرح پرسش های حاضران و پاسخ سخنرانان به پایان رسید.
{{name}}
{{content}}